بنام خدا

                                                   هدایت تحصیلی

شروین پسری نه ساله و در خانواده ای از طبقه دو زندگی میکند. او در پایان سال اخیر ملزم به تعیین سطح جهت شغل آینده اش میباشد. پدرش از او میخواهد که شغل طبابت را انتخواب کند.  شروین به دلیل اینکه پدرش تزریقاتچی بیمارستان است. گمان میکند که نهایت مشاغل طبابت به تزریقات و پانسمان ختم میشود. از این رو شغل طبابت را دوست ندارد. او در یک بازه ی زمانی تصمیم میگیرد تا مشاغل فنی را محکی بزند. از این رو به مدت چند روز مشاغل فنی که پیرامون محل سکونتشان قرار دارد را به سفارش پدر امتحان میکند.از جمله مکانیکی،برقی،تعمیر لوازم خانگی و... . ولی طی این مدت که بر سر کارهای مذکور میرود. اتفاقاتی سر هر شغل می افتد که باعث میشود شروین از شمه ی طبابت خود استفاده کرده و مانع از بروز حوادث جانی ناخواسته برای کارکنان محل های ذکر شده گردد.او در نهایت متوجه این مهم میشود که شغل طبابت همانند پدر در سرشت او قرار دارد. در پایان شروین رشته ی علوم تجربی و زیر مجموعه ی  یکی از مشاغل طبابت را انتخواب میکند. او میخواهد که در آینده یک طبیب برجسته شود.

   صادق دهکردی 

خیر مقدم، خیلی خوش اومدی

×